آرشیو یخچال

مسافرت نوروزی
شجاعت
روبوسی
حیوانات باکلاس
عاشقانه
اوقات فراغت
پرزیدنت خاتمی
کمبود امکانات
هیجان
انتخابات
خواستگاری
تکامل
 


 

ورزشکاران

این دفعه می خوایم از بزرگان ورزش ایران و جهان و ... بگیم. با ما همراه باشید! (از تلویزیون یاد گرفتم!!)

 

1- همیشه تو این صحبتها «باید» اول از سلطان علی دایی بگیم دیگه!!! آخه یه نمه جونمونو دوست داریم!

مخلصم, چاکرم, غلامم, خاکتم, اوچیکتم, استوکتم...

 

2- این جناب آقای گل (البته من فقط فرشاد پیوس رو به عنوان آقای گل می شناسم, ولی باید همه لقب های دنیا رو به ایشون بدی تا شاید به یه جایی برسی!!) آره خلاصه داشتم می گفتم, این جناب آقای گل ایران و آسیا و جهان و زمین و زمان, همیشه از عشق و تعصبش به زادگاهش دم زده. یه موقع که داشت دم میزد, یه عکاس ازش عکس گرفت:

البته احتمالاً این عکاس بیچاره هم مثل بقیه عکاسانی که از جناب آقای دایی «بی اجازه» عکس گرفتن, اول حسابی کتک خورده و بعد هم مجبور به معذرت خواهی شده!!

 

3- ناگفته نمونه که آقای دایی تمام موفقیت هاشون از یه کارشون نشأت (درسته؟!) گرفته:

این عکس از روی سایت خذف شده است!

دیگه از بس التماس کرد دلم سوخت باهاش عکس انداختم!!

 

4- خوب دیگه, دق دلی هامو سر اون خالی کردم! حالا بقیه داستان. شنیدین که میگن بازی اشکنک داره, سر شکستنک داره؟! منظورشون یه چیزی تو این مایه هاست:

آخه بچه پررو! مامانت نمیذاره بری فوتبال واسه همینه دیگه!

 

5- تازه فوتبال از اینا هم جیزتره!! آدم یه چیزایی تو فوتبال می بینه که حالش بد میشه, مثلاً:

جلّ الخالق!! حالا می فهمم چرا تولدو اینقدر دروازه بانیش خوبه!

 

6- اما اگه ورزشکار خوبی بشین, از n راه پول درمیارین:

ولی... ای خاک تو سرت کنن تایگر وودز! مردم به خاطر چندر غاز چرک کف دست, چه کارا که نمی کنن!

 

 

پیام اخلاقی:

ورزش آری، اعتیاد نه!
به من ای-میل بزنید

 

جامعه شناسی-  روش های شناسایی یک فرد از نژاد والای دیار سپاهان و اصفهان:
1- اگر به فردی برخوردید که زیرشلواری آبی راه راه داشت،
2- اگر به فردی برخوردید که بعد از نوشیدن هر قلپ از بطری نوشابه، نگاه می کند که چقدر از آن خالی شده است،
3- اگر به فردی برخوردید که جلو درب منزل ایستاده و به جای «بفرمایید تو» می گوید: «حالا چرا نمی فرمایید تو؟»
،
4-
اگر به فردی برخوردید که بعد از نوش جان کردن بستنی لیوانی حتماً درب آن را هم می لیسد،
خیلی تعجب نکنید! شما با یک اصفهانی شیرین سخن برخورد داشته اید!

 

جوک-  به ترکه میگن کجا میری؟! میگه کارواش. میگن پس ماشینت کو؟! میگه دو قدم راه که دیگه ماشین نمی خواد!!
بعد بهش میگن تو چرا اینقدر خری؟! میگه من که زیاد وضعم بد نیست بابامو ندیدی!!
ترکه میره خواستگاری، وقتی برمیگرده میگن نتیجه چی شد؟! میگه 50-50. میگن چطور؟ میگه اونا میگفتن نه ما می گفتیم آره!!
ترکه میخواسته سر ماهی ببره، ماهیه هی تکون میخورده. بعد ترکه سر ماهیه رو میکنه تو آب میگه خفه شو دیگه پدر سگ!!
از ترکه میپرسن شما تهرانی هستین؟! میگه نه چشماتون قشنگ می بینه!!
از ترکه میپرسن نظرتون راجع به گل چیه؟! میگه گل خیلی خوبه حتی خدا هم در قرآن از گل یاد کرده گفته گل هو ا... احد!!!
ترکه با زنش قهر بوده، با هم حرف نمی زدن. بعد شب که میخواسته بخوابه می بینه زنش یه یادداشت گذاشته که فردا صبح ساعت 6 بیدارم کن! بعد فردا صبح زنه ساعت 10 خودش بلند میشه می بینه یه یادداشت بغلشه توش نوشته پاشو ساعت 6 است!!
ترکه تو خیابون از یکی میپرسه ساعت چنده؟ طرف میگه 3. بعد ترکه میگه ای بابا از صبح تا حالا هر کسی یه چیزی میگه!!
از ترکه میپرسن به نظر شما سیو همان سیب است؟! میگه نه بابا همش خالی بندیه من چند تاشو خوردم. صابونه!!
ترکه تلویزیونشو میفروشه ویدئو می خره!!


صفحه ورودی
درباره این وبلاگ
یخچال این شماره
پست الكترونيک


 

© کپی رایت 2008-2001 ونداد  - همه حقوق محفوظ است
yakhchal@vandad.ir