آرشیو یخچال

مسافرت نوروزی
شجاعت
روبوسی
حیوانات باکلاس
عاشقانه
اوقات فراغت
پرزیدنت خاتمی
کمبود امکانات
هیجان
انتخابات
خواستگاری
تکامل
ورزشکاران
ضدحال
تازه های تکنولوژی


 

باز هم سیاسی!!

این دفعه هم می خوام یه سری عکس تابلو از یه سری شخصیت سیاسی ایرانی و خارجی براتون بذارم تا بازم بگم من سیاسی نیستم!!

 

1- شخصیت های سیاسی بزرگ معمولاً هفته ای اقلاً دو سه بار این ور اون ور بازدید و سخنرانی و افتتاح و... دارن که هرکدومش ممکنه چند ساعت طول بکشه و خلاصه حضرات آقایون رو حسابی خسته می کنه! لذا ممکنه یه دفعه یه حرکتی انجام بدن که هر چقدر هم کوتاه باشه واسه عکاسها ثبتش کاری نداره! ملاحظه بفرمایین:

میگن ایشون رئیس جمهورن! راست میگن؟!

 

فکرشم میکردین آقای خاتمی با اون تیپ شیکش یه بار همچین کاری بکنه؟!

 

2- این گونه مسئولیت ها خوب واسه خودش یه سری دیدار با شخصیت های داخلی و خارجی رو هم می طلبه دیگه! و به همون دلیل خستگی و یکنواختی صحبت ها و... بعضی موقع ها این دیدارها از اون حال و هوای خشک و رسمی میاد بیرون که لحظه های نابی خلق می کنه. تماشا بفرمایین:

خاتمی یه جوک واسه این آقا گفته و اونم کلی حال کرده (شایدم بر عکس). به چهره مترجم نگاه کنین! احتمالاً جوکه یه نمه بی مزه بوده و آقایان پرزیدنت تو رودرواسی افتادن که اینطوری می خندن (پاورچین یادتونه؟!) در ضمن دوتایی هم دارن میگن مرگ بر آمریکا!!

 

نخست وزیر عراق مثل این که خیلی خسته بوده! عارف هم شاکی شده و داره به مترجم میگه یه چیزی بهش بگو بابا!

 

آقای شمخانی هم یه دونه پشه پس کله این رفیقمون دیده و داره باهاش می جنگه! به هر حال وزیر دفاع کارش اینه دیگه!

 

3- این عکس رو هم مشاهده بفرمایین:

بدون شرح!!!

 

4- اما از اونجایی که مرگ بر آمریکا، لازم دیدم که شیرین کاری های آقای بوش رو هم واسه تون بذارم تا ببینین:

این که میگن هر کی یه همزاد داره راست میگن! خداییش می بینین چقدر شبیهن؟!!

 

 

چند بار بگم؟!! من سیاسی نیستم!!
به من ای-میل بزنید

 

حکایت
آورده اند که روزی عدد ثابت
C با تابع E^x (همون E به توان x خودمون) متفقاً در خیابانی طی طریق می کرده اند، از قضا به یکباره خود را مقابل یک دستگاه مشتق گیری می یابند. تابع اصرار می کند تا عدد ثابت به زیر دستگاه برود، و هر چه عدد ثابت نگون بخت التماس می نماید که عبور من از این دستگاه منجر به نابودی ام می شود، تابع نمی پذیرد. باری عدد ثابت بالاجبار به زیر دستگاه رفتندی و از آن سوی، «صفر» خارج شدندی. تابع عدد ثابت را که حالا صفر گشته بود، به باد استهزا گرفته و خود به زیر دستگاه رفتندی، با این اندیشه که بی هیچ گزندی بیرون خواهد آمدی! پس از خروج تابع، عدد ثابت او را هم صفر شده می یابد. می پرسد: پس چرا این چنین شدی رفیق؟! و می شنود: نفرین بر این اقبال! از من بر حسب Y مشتق گرفت!!

تـوانــا  بــود  هـر کـه  دانـا  بـــود        ز  دانـش  دل  پـیـر  بـرنـا  بـود
چو  عضـوی  به درد  آورد  روزگار        دگـر  عـضوهـا  را  نـمانـد  قـرار

گلستان سعدی

 

جوک
به ترکه میگن چی شد مامانت مرد؟! میگه رفته بود پشت بوم رخت پهن کنه افتاد! میگن افتاد مرد؟! میگه نه بابا! افتاد رو کولر، کولر شکست و دوباره افتاد! میگن اون موقع مرد؟! میگه نه آقا جان! بعدش افتاد رو تراس، تراس خراب شد و ریخت و مامانم هم افتاد! میگن خوب این دفعه مرد؟! میگه نه! بعدش افتاد رو سقف گاراژ سقف گاراژ هم خراب شد و مامانم باز افتاد! میگن خوب حتما! این دفعه مرد دیگه! ترکه میگه نه! بازم نمرد! ولی دیدیم داره همه خونه رو خراب میکنه خودمون با تفنگ زدیمش!!!
رشتیه میخواسته بره آمریکا، بهش میگن تو که زبان بلد نیستی می خوای بری اونجا چیکار کنی؟! میگه آو فکر اونجاشم کردم! میرم شمال آمریکا!!
مورچه هه داشته گریه می کرده می پرسن چرا؟! میگه آخه دو سال عاشق یه مورچه بودم که بعد فهمیدم تفاله چایی بوده!!!
 


 


صفحه ورودی
درباره این وبلاگ
یخچال این شماره
پست الكترونيک


 

© کپی رایت 2008-2001 ونداد  - همه حقوق محفوظ است
yakhchal@vandad.ir