|
هشتی بهشتی!
و بالأخره روزی که از اول
سال داشت تو تقویم خودنمایی می کرد، رسید...
همیشه و همه جا شنیدیم و گفتیم که عدد هفت بین اعداد دیگه یه
جورایی مقدسه. البته این مسئله اختصاصی به دین اسلام هم نداره!
همه مکاتب الهی و حتی اکثر مکاتب بشری هم این عدد رو مقدس می
دونن. رکورد تعداد عروسی در یک روز در جهان مربوط می شه به دو
سال پیش و در تاریخ 07/07/07 میلادی. و این در حالیه که در
تمام 9 سال اخیر، نظیر چنین تاریخی رو برای همه ارقام داشتیم.
یعنی از 01/01/01 در حدود 9 سال پیش تا 09/09/09 در همین حدود
دو ماه پیش! و این به خوبی اثبات می کنه که عدد 7 واسه همه
مقدسه. حالا یکی بهش می گه عدد مقدس، یکی می گه عدد پربرکت،
یکی می گه عدد شانس، یکی دیگه هم یه چیز دیگه می گه...
اما این بار، قضیه فرق می کنه! این دفعه عدد مقدس ما هشته! امروز
عددی که واسه ما بوی بهشت رو می ده، عدد هشته! امروز،
روز هشتم از ماه هشتم سال هشتاد و هشت، مصادف هست با میلاد
مبارک امام هشتم ما شیعیان! و چی از این قشنگتر؟! 88/8/8
امروز، مرکز ثقل هستی، مشهده! امروز، منشأ انرژی دنیا، مشهده!
امروز، قبله همه عاشقا، مشهده! امروز، دل همه دلداده ها، مثل
کبوترهای حرم مشغول پر کشیدن تو صحن و سرای مشهده! امروز، پنجه
های زمین پنجره های ضریح مشهد رو رها نمی کنه! امروز،
خود خورشید هم فقط یه آینه است که بخشی از نور گنبد طلای مشهد
رو به دنیا می تابونه! و این خورشیدی که از مشرق ایران طلوع
کرده، غروبی نخواهد داشت...
اما اینا فقط یه قسمتی از ماجرا بود! شاید اصل موضوع این باشه
که این هشت هشت هشتاد و هشت، جمعه است! و جمعه، روزی که در اون
توقع ظهور بابامون می ره...
خدایا! هنوز مغرب نشده! و به خودت قسم من هنوز امید اینو دارم
که تو همین جمعه کارو یه سره کنی! یا ضامن آهو! زمانه در حال
شکار امید ماست! آیا امید ما رو ضمانت نمی کنی؟! یه وقت نکنه
امروزمونو هم یتیمانه بگذرونیم...
جمعه ها، غم رنگی نداره، که نسیم بهاره، خنده بر لب می کاره
خنده ها، روی لب ها می میرن، با غروبی دوباره، با غروبی
دوباره...
پ.ن: دیشب یه آقایی رو دیدیم که 19 ساله کفشداری افتخاری امام
رضا علیه السلام رو انجام می ده. تمام انگیزه شو از این کار تو
یه بیت شعر گفت! متأسفانه یادم نیست، ولی مضمونش این بود که
تمام این سال ها فقط به این عشق کفش زوار امام رضا علیه السلام
رو جفت می کردم که تو بین اون همه آدم، امام زمان علیه السلام
هم به زیارت پدرشون اومده باشن و دست من به خاک پای ایشون
متبرک شده باشه...
|