|
دفتر مشق
سلام...
بيبينم؟! هنوزم منو يادتون مياد؟!! اگه يادتون نياد
البته شايد حق داشته باشين! آخه بيشتر از 5 ماه اينجا تعطيل
بوده اونم تعطيل رسمی!! كركره ها پايين... يعنی فقط اين نبود
كه من ننويسم! كل اين سايت حتی قابل باز كردن هم نبود!!
الآن هم كه 5 ماه و خورده ای طول كشيده، با يه شكل و
شمايل جديد مواجه شدين و شايد قبلاً رو يادتون نياد!!
داستان از اين قرار بود كه بعد از پستی كه اول فروردين
داشتم، به دليلی كاملاً شخصی (لطفاً فضولی نكنين!) تصميم گرفتم
كه يه مدت كوتاهی دندون رو جيگر بذارم و ننويسم! چند روز
كه از اين تعطيلی گذشت، تصمیم گرفتم قالب رو عوض کنم تا اقلاً
نگين تو اين مدت هيچ كاری با وبلاگ نداشتم! دوست داشتم اسمی هم
واسه وبلاگ انتخاب کنم كه شد همین «دفتر مشق»ای که می بینین!
ایده ام هم این بود که ما تو زندگی مون 14 تا سرمشق اصلی داریم
و باید اونقدر مشق کنیم و مشق بنویسیم تا هر چه بیشتر به اونها
نزدیک شیم، یعنی این دفتر سیاه کردنها و سر شما رو درد آوردن
ها یه نیتی داره، و اونم تلنگریه به سرمشق ها و این که هی نگاه
کنیم ببینیم مشق این دفعه مون چه قدر به اونها شباهت داشته!
(خودمم نفهمیدم چی گفتم!!). این تغییر قالب و تغییر نام
بیش از 150 ساعت مفيد از من وقت گرفته و طرح های بسیاری رو هم
از نظر گرافیکی و هم از نظر فنی تست کردم تا در نهایت به این
رسیدم! اصلی ترین ویژگی که واسه قالب مد نظرم بود هم همون
سادگی در عین زیبایی و راحتی استفاده بود، عین قالب قبلی!
خلاصه، اومديم تو ارديبهشت وبلاگ رو با قالب جديد بفرستيم بالا
كه ديديم ای دل غافل! اصلاً بازش نمی كنه! هر چی هم با شركت
طرف قرارداد هاست تماس گرفتم تنها چيزی كه متوجه شدم اين بود
كه اين شركت (پرديس پارس) تعطيل شده!!! رفتم با يه شركت ديگه
قرارداد بستم ولی با توجه به اين كه قرارداد قبلی تا 18 خرداد
اعتبار داشت، مجبور شدم شروع قرارداد جديد رو هم از همين روز
بزنم و تا 18 خرداد صبر كنم و بعد سايت رو بفرستم بالا.
ولی باز انگار تمومی نداشت! همه چيز دست به دست هم داده بود تا
بازم عقب بيفته! يه دفعه از طرف شركت مديريت يه پروژه سنگين تو
يزد بهم محول شد كه در عرض دو ماه فقط 7-8 روز تهران بودم!
بعدشم كه تو مرداد كار تموم شد و اومدم تهران، اونقدر درگير
كارهای عقب افتاده خودم مثل سربازی و دانشگاه و اينها بودم كه
باز نرسيدم اينجا رو راه بندازم. چند روز هم جاتون خالی مشهد
بودم ولی بالاخره الآن ان شاء الله قراره طلسم شكسته شه!
سايت از نظر محتوايی تقريباً فرقی نكرده و فقط در زمينه های
ظاهری تغيير داشته. البته در نظر دارم يه بخش های ديگه ای هم
اضافه كنم كه به وقتش بيشتر توضيح ميدم.
خيلي مطلب هم واسه تون دارم كه بنويسم. تا قبل از نيمه شعبان
ان شاء الله يه پست ديگه با اين موضوع ميذارم. ضمن اين كه
درباره يزد و سفری كه به اونجا داشتم هم يه چيزهايی تو مايه
های سفرنامه می خوام بنويسم! تو بخش ادبی-مذهبی باز راجع به
نيمه شعبان اگه خدا بخواد، سينمايي درباره به نام پدر و ورزشی
هم درباره جام جهانی (چه به موقع!!!) می نويسم ان شاء الله.
يخچال رو هم به زودی آپديت می كنم.
خوب ديگه، ببخشيد كه باز نيومده پرچونگی هامو شروع كردم! خواهش
می كنم كمكم كنين كه اين وقفه رو خنثی كنيم و دوباره اينجا رو
راه بندازيم. ای دوستان قديمی، چشم اميد من بيشتر به شماهاست!!
قربون همه تون برم، يا علی.
|