|
هفت سین و بهار...
سال نو هم رسید، همون داستان تکراری «نو شدن» و «تازه شدن»...
اما امسال یه فرق با سالهای دیگه داره! و این فرق، اینه که
امسال علاوه بر گلها و درختها و طبیعت، یه چیزای دیگه ای هم
تازه میشه! اگه گفتین؟! ...آره، این داغ امام حسینه که تو دل
زینب کبری و همه ما تازه شده... اربعینه...
تنگ ماهی «پر از آب» سفره هفت سین امسال چقدر با سالهای پیش
فرق داره! و ماهی قرمز کوچولویی که توی این «آب» بی تابی می
کنه و خودشو به در و دیوار تنگ می کوبه...
«سیب» سفره امسال اشاره به بوی اون سیب بهشتی داره که بعد از
شهادت امام حسین (ع) فضای کربلا رو معطر کرده بود...
شمع کنار آیینه واسه شام غریبان دخترهای امام حسین (ع)
روشنه...
و قرآن، یادآور ظلم هاییه که به «قرآن ناطق» شد...
کنار هفت سین خودمون، به یاد «سین» های عاشورا و اربعین هم
باشیم...
به یاد «سید الشهدا» و حچ نیمه کاره و عزیمت به کربلا...
به یاد «سقا»ی بچه ها و دست های روی زمین...
به یاد «سپاه» باوفای امام که همه مون آرزوی همراهی اونها رو
داریم...
به یاد اون «سه شعبه» ای که بر گلوی کودک 6 ماهه امام حسین (ع)
اصابت کرد...
به یاد «سم اسبان» و...
به یاد «سکینه» ای که نه آرامشی داشت و نه سکینه ای...
و به یاد اون «سه ساله» ای که در شام از کاروان اسرا جا
موند...
...اما به هر حال، بهار اومده... آره، میگن بهار اومده...
السلام علی ربیع الأنام و نضره الأیام
/سلام بر «بهاران انسان ها» و شادابی دوران ها...
کاش تو این سال 85 یه روزی بیاد که همه صدا بزنیم «بهار
اومده»...
دست ها سوی خداست،
چشم ها خیره به راه،
بر لبان، زمزمه ای تکراری،
در گلو، بغضی از اندوه نهان،
و دلم، همواره به امید گذر از سردی و سرمای زمان...
...و خدایا! می دانم
که بهاری، فریادرسی می آید...
|