|
اسمش رو چی بذارم؟!!!
پیرهن مشکی وبلاگ رو واسه تاسوعا عاشورا تنش کرده بودم! اما
حالا، مصیبت دیگه ای اتفاق افتاده که نمی تونم درش بیارم...!
چند روزه که می خوام در این باره بنویسم ولی نمی شه! آخه چی
بگم؟! نمی خوام حرفهام رنگ و بوی سیاسی بگیره! من با هیشکی
کاری ندارم! خدا باعث و بانی این جنایت وقیحانه رو لعنت کنه!
این یه جنایت عادی نبود! این یه خرابکاری تروریستی نبود! این
لکه ننگی بود رو صفحات تاریخ!
می دونین گنبد حرم سامرا بزرگترین گنبد روی کره زمین بود؟!
می دونین ارتفاعش از مناره های حرم بیشتر بود؟!!
می دونین امیرکبیر خودمون دستور ساختشو صادر کرده بود و 150
سال قدمت داشت؟! یعنی این واسه ما ایرانی ها هم یه جنایت ملیه!
ببینین، این عکس اون حرم و گنبده، قبل از هفته پیش:

و اینم عکس همون گنبد و همون حرم، بعد از
اون فاجعه:

دردناک تر از همه اینها، اینه که همه می
گفتن: «خوشبختانه خسارت جانی چندانی نداشته است»! نه! از این
به خودی خود ناراحت نیستم! از این ناراحتم که از این جمله
نتیجه گرفتم که حرم مطهر دو امام بزرگوار مای «شیعه»، جز چند
نفر انگشت شمار، زائری نداشته!! این مصیبت بزرگتر نیست؟! خیلی
بامعرفتیم به خدا!
اما... مای بی معرفت اینطوری از این جریان
ناراحتیم! چی میکشن آدم خوبها؟! حواستون که هست؟! امام حسن
عسکری (ع) و امام هادی (ع) بابا و بابابزرگ امام زمان بودن! می
فهمین؟! نمی دونم پدر مهربونمون الآن کجاست و چه حالی داره...
همه حرفهامو تو همون «صفحه ورودی» زدم... خدایا! تا کی باید
صبر کنیم آخه؟!!
بیا بیا که سوختم ز هجر روی ماه تو
تمام عمر دوختم دو چشم خود به راه تو
|