|
روزهای بندگی...
«هان! مردمان! در خانه خدا حج گزارید، که هیچ خاندانی داخل آن
نشد مگر بی نیاز شد و مژده گرفت؛ و کسی از آن روی برنگردانید
مگر بی بهره و نیازمند گردید.
مردمان! مؤمنی در مواقف عرفات و مشعر و منا نماند مگر این که
خداوند گناهان گذشته او را بیامرزد و بایسته است که پس از
پایان حج با پرونده ای پاک کار خود را از سر گیرد.
... مردمان! خانه خدا را با دین کامل و دانش ژرفای آن دیدار
کنید و از زیارتگاه ها جز با توبه و بازایستادن از گناهان
برنگردید.»
/بخشی از سخنرانی تاریخ ساز پیامبر (ص) در غدیر
روزهای بندگیه. روزهایی که آدم با دیدن
تصاویر مکه، شکوه و بزرگی خدا رو بیشتر درک می کنه، روزهای پای
بندی به سنت ابراهیم پیامبر (ع)، روز عرفه و اوج تضرع و خشوع
در برابر خدای یکتا، در قالب جمله های بی مانند امام حسین (ع)،
روز قربان و ادای احترام به خلوص ابراهیم و اسماعیل، و روزهایی
که حاجی ها از همون هوایی تنفس می کنن که پدر مهربونشون نفس می
کشه... خوش به حالشون...
چه مقدمه و پیشواز باشکوهیه واسه «عید الله الأکبر»، غدیر
بزرگ.
اینجا هم داره بهتر میشه، اون ایده «جواب
دادن بلافاصله به کامنت ها» خیلی زود گرفت و همون طور که می
خواستم دقیقاً تو
صفحه
نظرات پست قبل یه Forum حسابی
داشتیم. بحث های طولانی با آقای «جوجو» که البته قواعد بحث رو
خیلی رعایت نمی کرد و آخرشم یه دفعه غیبش زد! ای کاش واقعاً در
پی حقیقت می بود و آخرش مجبور نمی شد بذاره بره و پشت سرشم
نگاه نکنه!!! بحث مفیدی بود پیشنهاد می کنم شما هم
ببینید.
یه صفحه هم درست کردم با عنوان «درباره
این وبلاگ» که از همین صفحه تو منوی سمت راست و همچنین از
صفحه ورودی بهش لینک داده شده. یه چیزهایی درباره تاریخچه
تشکیل این سایت و وبلاگ.
اینجا رو کلیک کنین تا اونو هم ببینین.
بخش
سینمایی وبلاگ هم یه حرکتی داشت و مطالبی درباره فیلم های
«گیلانه»،
«دیشب
باباتو دیدم آیدا» و «حکم»
نوشتم که اونا رو هم با کلیک کردن رو اسمشون می تونین ببینین.
راستی سال جدید میلادی هم مبارک!!
دوتا چیز جالب:
چهارشنبه بود (اگه اشتباه نکنم) که یه
Search داشتم و رفتم تو گوگل. لوگوش خیلی عجیب غریب شده
بود:

بعد دیدم که نوشته اون روز سالروز تولد
لوییز بریل (Louis Braille)، مبتکر
خط بریله. از این کار گوگل خیلی خوشم میاد که به مناسبت های
مختلف تو لوگوش یه تغییرات مختصر یک روزه ایجاد می کنه. از این
یکی هم خیلی خوشم اومد. منم این روز رو به همه نابینایان عزیز
(که می دونم دارن این مطالب رو می خونن!!!!!) تبریک می گم.
دومین مطلب حالت طنز داره و بذارین به حساب
جوک های یخچالی ما به مناسبت این همه تبریکاتی که عرض کردیم!!
چند روز پیش تو تاکسی نشسته بودم و رادیو هم روشن بود. نفهمیدم
کدوم کانال و کدوم برنامه است. ولی صحبت های گهرباری بود که
حیف دیدم واسه شما نقل نکنم! آقای مجری با یه لحن به شدت سرزنش
کننده (انگار که شنونده مقصره) می فرمودن: «تا کی می خوایم
همین طوری مثل عقب مونده ها باشیم؟! الآن همه جای دنیا همه چیز
E-Electronic (!!!) شده! دیگه پولی
رد و بدل نمیشه. پول به معنای کاغذیشو میگما! همه پول ها مجازی
شده! همه چیز تو یه کارته. هیچ شرکتی کارمندی استخدام نمی کنه!
استخدام می کنه ها، اما تو خونه اش. فرد می شینه پای کامپیوتر
و کارشو به صورت الکتریکی (!!!) میفروشه!...» این صحبت های
ارزشمند همین طور ادامه داشت که از کم سعادتی من، رسیدیم به
مقصد و من پیاده شدم و نتونستم دیگه بیشتر از این کسب فیض کنم!
ای کاش این همه مهندس ایرانی که این همه هم ادعاشون میشه یه کم
حرفهای این آقای متخصص (!!!) رو گوش بدن و بفهمن که این
دانشمند بزرگ به چه کشفیات بزرگی رسیده که هیشکی نمی دونست و
این فرآیند رو که یکی دو ساعت بیشتر وقت نمی بره شروع کنن تا
این جناب کارشناس هم راضی باشن. نیست که ما الآن همه چیزمون مدرن
و دیجیتاله، فقط همین یکی رو کم داریم!!
خب دیگه، اینم از این. بازم این روزها رو
تبریک میگم و یه سفارش مهر و امضا شده هم براتون دارم واسه یاد
کردن از من تو روز عرفه. روزی که بعد از شب های قدر، بهترین
روز واسه کسب آمرزشه.
و باز غبطه می خورم به حال حاجی هایی که «از همون هوایی تنفس
می کنن که پدر مهربونشون نفس می کشه» امید که خودشون از حضور
این امام مهربون در کنارشون غافل نشن، چرا که به قول شاعر:
خالت حجر و چاه زنخدان تو زمزم
حاجی نشود هر که نبوسد حجرت را...
|