|
گل بی رخ یار خوش نباشد
آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از
ماست...
... آگاه باشید! اوست یاور دین خدا. هان! او از دریایی ژرف
پیمانه هایی افزون گیرد.
هش دارید! که او به هر ارزشمندی به اندازه ارزش او، و به هر
نادان و بی ارزشی به اندازه نادانی اش نیکی کند.
هان! او نیکو و برگزیده خداوند است. هشدار! که او وارث دانش ها
و حاکم بر ادراک هاست.
هان! بدانید که او از سوی پروردگارش سخن می گوید و آیات و
نشانه های او را برپا کند. بدانید همانا اوست بالیده و استوار.
بیدار باشید! هموست که اختیار امور جهانیان و آیین آنان به او
واگذار شده است.
آگاه باشید! که تمامی گذشتگان ظهور او را پیشگویی کرده اند...
سطور بالا مربوط به سخنرانی پیامبر در غدیره.
بیشتر از دویست سال قبل از این که امام زمان به دنیا بیان،
پیامبر این حرفها رو درباره ایشون فرمودن! خط سومی شو دوباره
با توجه بخونین، تو دنیا کی رو می تونیم گیر بیاریم که این
طوری باشه؟! پس حتی به خاطر منافع خودمون هم که شده، عقل
بهمون حکم می کنه که نباید امام زمان رو ول کنیم...
حالا، در آستانه میلاد پرافتخار ایشون قرار
داریم. چه روزهای قشنگی... یادمه پارسال شب نیمه شعبان، تا
ساعت 6 تو دانشگاه کلاس داشتیم. بعد از کلاس، با عارف، یکی از
دوستام، تا سید خندان پیاده اومدیم. باورتون نمی شه، از پیچ
شمرون تا سید خندان چند متر به چند متر مغازه دارا میز گذاشته
بودن تو پیاده رو و از مردم پذیرایی می کردن. شیرینی، شکلات،
شربت، شیرکاکائو، و... فرقی هم نمی کرد که از چه صنفی بودن!
نمایشگاه ماشین، قنادی، آژانس، سوپر مارکت، مبلمان، لباس
فروشی... همه و همه. واقعاً آدم با تمام وجودش حس می کنه که
شهر زنده است، مردم انگار تولد خودشونه! فوق العاده بود! هیچ
وقت هیچ کدوم از مناسبت هایی که خود دولت میاد و خیابونا رو
تزئین می کنه این قدر شکوه به شهر نمیده! تو هر کوچه ای لااقل
یه خونه ریسه کشیده... فقط یه ساعت، شب نیمه شعبان، برین تو
خیابون، حتی با ماشین، می بینین که شهر در حال جشنه، نه این که
فقط تالارها یا خونه ها یا مسجدها یا حسینیه ها جشن داشته
باشن. اون شب هر کی تو خیابونه، اومده جشن میلاد امام زمان
(عج)، و هر کی هم که تو خونه اش نشسته، بازم لطف صاحب جشن شامل
حالش میشه...
ولی آخه کدوم جشن تولد رو سراغ دارین که خود
صاحب جشن توش شرکت نکرده باشه؟! همه در رو نگاه می کنن، تا
بیاد، و اولین کسی باشن که بهش تبریک میگن... جشن تولد آقا هم،
هر چند سراسر شکوه و جلاله، ولی از یه طرف هم دلگیره... اون
جشن تولدی می چسبه که خود مولود، کیک تولدش رو ببره: زهی خجسته
زمانی که یار بازآید... اما، امام زمان خودشون اسوه اخلاقن، و
محاله که تو جشن تولدشون -ولو ناشناس- شرکت نکنن. پس حواسمون
جمع باشه که هیچ جایی هیچ نقصی نداشته باشه...
سایت هم حال و هوای نیمه شعبان داره. یه مطلب از سید مهدی شجاعی با عنوان
«به ما
نگفتند». ضمن این که پارسال هم نیمه شعبان
یه
شعر از موسوی گرمارودی تو سایت گذاشته بودم که اونم تو
مطالب ادبی-مذهبی موجوده. حتماً ساختار سایت رو دیدین که
کاملاً عوض شده و دیگه از هیچ کدوم از صفحاتی که سال 2001 کار سایت رو
با اونا شروع کردم، خبری نیست! نوشته هام بر اساس موضوع طبقه
بندی شدن و هر موضوع یه صفحه به عنوان فهرست داره. آرشیو وبلاگ
هم راه افتاده که می تونین مطالب رو به تفکیک ماه از منوی سمت
راست انتخاب کنین.
یخچال هم آپدیت شده با عنوان
«ضدحال» اونو هم ببینین جالبه!
اما... تو این روزها و این حال و هواها، دعا
کردن بیشتر از روزهای دیگه می چسبه. پس همه با هم دعا می کنیم:
الهی عظم البلاء...
خدایا! فتنه فزونی گرفته است، بلا بزرگ شده است، و آزمایش شدت
یافته است.
خدایا! اسرار هویدا شده است، رازها بر ملا شده است، و پرده ها
افتاده است.
خدایا! زمین تنگی می کند و آسمان خودداری...
و خدایا! در این حال و روز، شکایت جز تو به کجا می توان؟ جز به
زانوی تو، سر بر کجا می توان نهاد؟ جز به ریسمان تو، به کجا می
توان آویخت؟ جز در پناه تو، کجا می توان سکنی گزید؟ و جز بر تو
بر که می توان تکیه کرد؟
خدایا! در سختی و آسانی، تکیه گاه جز تو کیست؟ و پناهگاه جز
سایه سار مهر تو کجاست؟
...خدایا! چرا سخن را طولانی کنم؟! تو که از خواسته ام آگاهی،
فقط همین: اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج... آمین!
|