آرشیو مطالب وبلاگ

مهرماه 1383
آبان ماه 1383
آذرماه 1383
دی ماه 1383
بهمن ماه 1383
اسفندماه 1383
فروردین ماه 1384
اردیبهشت ماه 1384

خردادماه 1384
تیرماه 1384

هر کس به طریقی دل ما می شکند!

« آسمان، اين‌ شبها كه می‌رسد، عجيب بی‌قراری می‌كند و زمين، داغ دلش تازه می‌شود و زخم شرمش، سر باز می‌كند.
ملكوتيان حق دارند سر بر ديوار عرش بگذارند و های‌های گريه كنند.
و تنها خداست كه می‌تواند، تسلای دل علی باشد.
ماه حق دارد كه گوشه اختفا را بر گريه اختيار كند و ستارگان چه كنند، اگر سر بر شانه يكديگر نگذارند و مصيبت را زبان نگيرند...»
/ سید مهدی شجاعی - برای دیدن متن کامل این نوشته اینجا را کلیک کنید.

تو این روزها که فرشته ها هم عزادار کسی هستند که شرم دارن در مقابلش خودشونو فرشته بدونن،  منم دلی دارم پر از آه و اندوه!
وقتی قضیه پارسال - که یکی از فامیلات به خاطر این که روی مشکلات عدیده اش با پسرش سرپوش بذاره، تورو به هر کثافت کاری ای متهم کنه - دوباره با اومدن همون فامیل به ایران واست زنده شه و به تبع خودش، نگاه های سنگین بقیه و تو دل ریختن های تو رو همراه بیاره، وقتی دوستات به هر نیتی - واقعاً شاید نیت خیر -  بخوان روابطتو با بهترین دوستت خراب کنن، وقتی بشنوی که به خاطر تو، چه حرفهایی پشت سر دوست عزیزت درآوردن، وقتی قرص مُسکّنت  «نقاب» سیاوش باشه، و از همه اینها سخت تر وقتی بخوای با وجود این باطن آشفته، ظاهر خندان و الکی خوشتو نگه داری، دیگه واقعاً تحمل تب 39 درجه و درد بی سابقه کلیه هم واست آسون میشه!
 ولی نمی خوام از این چیزها حرف بزنم. چرا که به قول بهمن رافعی: از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست - گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست! می خوام حرف های بهتری بزنم. بازم می خوام مثل همیشه باشم.

 تصویری که در زیر مشاهده می فرمایین، قسمت تحتانی کارنامه ترم پیش منه:

(معدل: 11/786 - مشروط - معدل ترم قبل: 18/6) حالا این که چه چیزی باعث شده در فاصله یک ترم، معدل من 7 نمره پایین بیاد و برای اولین بار در عمرم مشروط بشم، سؤال مسابقه این هفته ماست! اگه گفتین؟!!
اما راجع به اتفاقات این مدت:
کنکور امسال هم گذشت! برای موفقیت همه بچه های خوب، مخصوصاً داداش من، خواهر علی قریب، داداش علی صرافت، و... دعا کنین لطفاً!
جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد هم رئیس جمهور شدن! کسی که به عنوان سیاهی لشگر وارد عرصه انتخابات شد! خیلی تأمل برانگیز بود که هواخواهان دوآتشه دموکراسی، حتی بعد از عقب نشینی شدید از مواضع آرمانی خودشون (در مرحله دوم) باز هم مغلوب همین دموکراسی شدن! به خاطر همین چیزاست که می گم دموکراسی رو قبول ندارم! رئیس جمهور کشوری مثل ایران نباید توسط عوام کم سواد -لا اقل با نگاه خوشبینانه با سواد کافی ولی به شدت جوگیر! - انتخاب بشه. حالا چه خاتمی، چه احمدی نژاد. در این عرصه، عامه پسندی بیشتر از لیاقتها و قابلیتها تعیین کننده است! انتخابات عمومی یعنی آرنولد شوارتسنگر -حتی با وجود اصالت اتریشی- فرماندار کالیفورنیا شه، ناصر حجازی به خودش اجازه بده نامزد ریاست جمهوری بشه، محمد باقر قالیباف بسیار بیشتر از این که به قابلیت ها و سوابقش تکیه کنه و تذکر بده، (مثل انتخابش به عنوان مدیر نمونه کشور در زمینه رشد و استفاده از IT در راستای تحقق دولت الکترونیک، در حالی که خیلی ها IT رو در وبلاگ نویسی خلاصه می کنن!)، به فیگورها و ژست هاش اهمیت بده! چرا که عامه پسندی مطرحه، ولو با عوامفریبی! و این طوری می شه که لاریجانی و مهرعلیزاده با وجود برنامه هایی -لا اقل در ظاهر- قابل تعمق و پیگیری، ته صف قرار می گیرن! نتیجه چنین پدیده ای هم، رویکرد بیشتر مردم به شعارگراییه.  و این بار، شعارهای سطح پایین و کوچه بازاری دل مردم رو برد و  مردم، «مردی از جنس مردم» رو برگزیدند! اما اون هوادارای دموکراسی، الان به جای اعتراض - که در حقیقت پشت پا زدن به عقاید خودشونه - بهتره بگن از ماست که بر ماست!!
خوب بسه دیگه، 8 و 9 تیر هم تولد علی و چنگیز بود که از اینجا باز بهشون تبریک می گم.
و حالا رخدادهای این روزها و آینده:
این روزها تو تالار اندیشه (زیر پل حافظ، حوزه هنری) نمایشی با نام «تا اشکستان» اجرا می شه. فرقی نمی کنه که به تئاتر علاقه دارین یا ندارین! من پیشنهاد می کنم برین ببینین. واقعاً آدمو دگرگون می کنه. حداقل برای چند ساعت. البته زنونه مردونه اش کردنا! یعنی نمی تونین بغل هم بشینین باید آقایون جلو بشینن خانوما عقب! گفته باشم!!

و اما اخبار سایت که شاید از همه حرفهای قبلی مهمتر باشه! این سایت افتخار این رو پیدا کرده که صاحب یه وبلاگ دیگه هم بشه، آره دیگه، واسه خودم رقیب آوردم! حالا وبلاگ کی؟! جناب آقای مهندس علی قریب. یادداشت های علی رو با عنوان «مردی از زمانهای خیلی دور» می تونین در اینجا بخونین.
ضمناً یخچال هم آپدیت شده با عنوان «خواستگاری» اونو هم ببینین پشیمون نمی شین!
تازه نقص فنی سیستم نظرخواهی وبلاگ هم برطرف شده. خلاصه دیگه هر چه می خواهد دل تنگت بگو...

ببخشید که این دفعه خیلی حرف زدم! هرچند می دونم کلی حال کردین و الانم با این فروتنی قشنگم کلی دارین تحسینم می کنین!!! مرسی!
 


یکشنبه
19 تیر
 1384

 

ونداد

 

 

نظرات دیگران

 
 
 فرانک سه شنبه، 21 تیر 1384، ساعت 00:20
دست به قلمتم بد نیستا! رو نمی کردی
بچه مومن هم که هستی!! باز هم رو نمی کردی!
خرخون هم که هستی! باز هم رو نمی کردی!!
تابلو عاشق هم که شدی! باز هم رو نمی کردی!
سیاسی هم که هستی! باز هم رو نمی کردی!
اهل تاتر هم که هستی! بازم رو نمی کردی!
تو خجالت نمی کشی؟!!!!!
E-mail:  faranak_spears@yahoo.com URL:  وارد نشده است

 
 bita سه شنبه، 21 تیر 1384، ساعت 12:06
kash az 20 bishtar nomreiy bod ke mishod be khodet o in webloge ghashanget dad
E-mail:  uunique_girl@yahoo.com URL:  وارد نشده است

 
 ali چهار شنبه، 22 تیر 1384، ساعت 22:38

با اینکه ما حق کپی رایت داریم اما شما صاحب اختیارین از اسم ما سوء استفاده کنی آخه مومن همین 4 تا بازدید کننده هم که داشتی تا اسم منو دیدن فراری شدن که

E-mail:  aligh662000@yahoo.com URL:  وارد نشده است

 
 امیر پنج شنبه، 23 تیر 1384، ساعت 23:07
سلام!
با این که تایپ فارسی سختمه ولی خوب سعی می کنم فارسی تایپ کنم!
اولا از این که انواع و اقسام امکانات رو به کار گرفتی که تبلیغات کنی، و بعد دیدم که خودت به کسی اجازه نمی دی که وبلاگشو اینجا تبلیغ کنه، تعجب کردم! هرچند تعجب چندانی هم نداره وقتی مخالف دموکراسی هستی!
اما حالا از اول حرفهات می خوام همین طوری جواب بدم. اولا این که اون متنی که از سید مهدی شجاعی گذاشتی بسیار تکراری بود و الان تو خیلی از وبلاگها همین متن هست. در ثانی اتفاقا یه اشکال دیگه هم داشت، این که متن خودت در کنار اون بود. درسته، متن خودتم بد نبود ولی همین که کنار یه نویسنده حرفه ای (مخصوصا در ژانر مذهبی) متنتو گذاشتی، بعث می شه که قشنگیش به چشم نیاد!
به خاطر همه اتفاقهایی که گفتی برات افتاده هم متاسفم
اما در مورد مسابقه هفته ات!! منم با نظر این خانم فرانک موافقم!!! احتمالا قضیه عشقیه!!
و در مورد بحث سیاسیت. با این که تو او یخچال انتخاباتت گفته بودی سیاسی نیستی، اینجا می بینم خیلی هم هستی! و این یکی از نتایج پشت کردن به دموکراسیه: دروغ!!!
ضمنا این آقای قالیبافی که گویا مورد احترام توه، افتخارات دیگری غیر از اون هم داشته، از همین وبلاگ نویس هایی که تو هم پا تو حرفه شون گزاشتی بپرس، بهت میگن!
تازه لاریجانی و مهرعلیزاده هم به عامه پسندی اهمیت دادند. کنسرت امیر تاجیک در میتینگ لاریجانی و پوترهای تبلیغاتی مسخره مهرعلیزاده.
به هر حال همون دکتر معینی که ازش بدت میاد، بیشتر از همه می تونست به شماها و امثال شماها اهمیت بده! بله! خودتون نخواستین!
تآتری هم که گفتی ندیدم، اما با توجه به اینکه از تلویزیون تیزرش پخش شد، معلو شد مال کیاست احتمالا! و منم پس نمی رم!
وبلاگ آقای قریب رو هم خوندم، انگار طرز فکری تون هم یکیه! ضمنا مرسی از اینکه این افتخار رو دادن که آدم بسازن!!!
یخچالتم دیدم، بر خلاف دفعه پیش که یه کم بامزه بود، این یکی خیلی بی مزه بود. تازه شمایی که دم از سواد و علم و دین و اینا میزنی، زشته که اون حرف های جلف رو پایین یخچالت بزنی! بگذریم که اساسا گذاشتن همچین یخچالی که فقط به خنداندن فکر می کنه اصلا با سطرهای اولیه پستت و اون فضای مذهبی ناشی از سوگواری فاطمیه مطابقت نداره
از فروتنیت هم ممنون!
نمی دونم این کامنت انتقادی رو با توجه به شرایط سنگینی که بر خلاف عرف وبلاگها برای تایید کامنتها گزاشتی، قبول می کنی یا نه! ولی امیدوارم حالا که به دموکراسی عقیده نداری، لا اقل نقد پذیر باشی
موفق باشی
E-mail:  amireminem@yahoo.com URL:  وارد نشده است

 
 Mr. Aref یک شنبه، 26 تیر 1384، ساعت 00:51
eeeeey val vandad aval ta kheily dir nashode tabrik toOOoOOp begam!!
agha ye ravesh dige khastegary ro be mardoom migofty
in ke site dorost konan az mardoom khastegary konan(man ...........zane man mishy)
hif ke felan rohiye ye chert o pertaye ba hal e khase khodam o nadaram vagar na ............baghiyasho khodet midoony
..............al
agha badan miyam nazar midam
felan ye zare sozhe tahye kon ta man ye zare vaghte azad pida konam
sharayete paeen am bede alooche beggi
az key ta hal a akhoond shody????!!!
felan bye.
E-mail:  a_t606@yahoo.com URL:  وارد نشده است

 
 سهیل یک شنبه، 26 تیر 1384، ساعت 08:14
اقا ما کی باشیم بخوایم نظر بدیم
امیدوارم همیشه و همه جا تو زندگیت موفق باشی
E-mail:  xenon_1985@yahoo.com URL:  وارد نشده است

 
 مینا چهار شنبه، 29 تیر 1384، ساعت 07:12
salam aghaaaa!mikhastam tooo mosabeghatoon sherkat konam!!:D
man fekr mikonam ke chon tedade darsatoon 1 ya 2ta boode(yani tedade vahedatoon kam boode), baes shode ke moadeletoon biad payin!! :-?
dorost goftam?!!
E-mail:  blue_star662001@yahoo.com URL:  وارد نشده است

 
 Ehsan joon... پنج شنبه، 30 تیر 1384، ساعت 00:26
midooni chie..fekr konam ashegh shodio dige nomreye biste classo nemikhay...:D khoda midoone chishode...vali khob inshalla in chadin vahedi ke moondaro ene adam :D :D pass koni :P na ene man :D
E-mail:  ehsan_vf@yahoo.com URL:  وارد نشده است

 

پاسخ به نظرات

فرانک:
حالا که دیگه دستم رو شد! دست به قلمم اگه بد نباشه، خوب هم نیست! در مورد بچه مؤمن هم دیگه هم خودت، و هم بقیه دوستان منو می شناسین، ولی چیزی که قابل انکار نیست علاقه شدیدم به این خاندانه. مخصوصاً با اتفاقاتی که در این چند ماهه در این راستا برام افتاده و  نیروی مذهبی-عاطفی شدیدی که من رو واقعاً تحت تأثیر خودش قرار داده. امیدوارم این عشق رو هیچ وقت از دست ندم و همین عاقبت به خیرم کنه! (خودمم حس کردم یه خورده دیگه پیرمردی شد ولی واقعاً جدی گفتم). خرخون؟!! من؟!!!!!!!!!!!!!!!!! همه می دونن من چقدر درس می خونم! عاشق؟!! آره، همین الآن توضیح دادم! ولی یه عشق آسمونی! عشقی که آدمو به کمال می رسونه نه این که مشروط کنه! اشتباه کردی! در مورد سیاسی بودن هم در جواب امیر آقا بیشتر توضیح می دم. اونجا بخون. و درباره تئاتر، فکر نمی کنم کسی باشه که علاقه شدیدی به سینما داشته باشه ولی از تئاتر بدش بیاد! هرچند واقعاً نمی شه گفت من اهل تئاترم! ضمناً اگرم می خواستم خجالت بکشم، اصلاً حرف نمی زدم!! برو حال کن که 4تا جمله نوشتی 7 خط جوابتو دادم! مرسی از این که نظر دادی.

بیتا:
واقعاً حیف! حیف که چنین چیزی نیست! صد افسوس!! مرسی از این که نظر دادی.

علی:
البته من کتباً اجازه داشتم که از اسم شما سود (و نه سوء) استفاده کنم ولی نمی دونم چی شد که سوء استفاده شد! تا حالا شده یه کاری با نیت خوب انجام بدی ولی بعداً بد جلوه کنه؟! خلاصه ما دیدیم واسه خودمون که کسی تره خرد نمی کنه، اقلاً از علی قریب مایه بذاریم! و دیدی که بر خلاف برآوردهای دشمن (!) 4 تا بازدید کننده ام تبدیل شد به 8 تا! کم آوردی؟! از این به بعد اول هر سطر می نویسم علی قریب!!! ازتم تشکر نمی کنم که نظر دادی چون خودم کلی ازت خواهش کردم که نظر بدی و دیگه خداییش اگه نمی دادی خیلی نامرد بودی!!!!!

امیر:
اما این دوست عزیزمون! اولاً به خاطر دقتی که داری بهت تبریک می گم. از همه حرفهام نکته درآوردی. منم واقعاً تو این وبلاگ خواننده هایی مثل تو می خوام. اونایی که واسه تفریح و وب گردی میان، برن فقط یخچالو ببینن. من می خوام اینجا بحث کنیم، گفت و گو کنیم. آدم خنثی ای که حتی یه نظر هم نمی ده فایده ای واسه من نداره! ضمناً یه چیز دیگه هم که باز خوشم اومد، این بود که سبک جوابیه نوشتنمون عین همه. منم همیشه از همون اول شروع می کنم دونه دونه جواب دادن. جواب تو رو هم همین طوری می دم:
ابتدائاً به خاطر این که لطف کردی و فارسی تایپ کردی، ممنون! غلط های املاییت نشون میداد که خیلی سختت بوده ولی  واقعاً خیلی ممنونم. اما در مورد تبلیغات. این «انواع و اقسام امکانات» که گفتی، فقط محدود به Offline در Messenger و Message در Orkut می شه که حتماً خود شما هم التفات دارین که فقط شامل دوستان و Friends List آدم می شه و تبلیغات «عمومی» نیست. ضمن این که شما هم فقط از من Offline داشتی چون در Orkut جزء دوستان من نیستی. من می تونستم طبق عرف همه وبلاگهای ایرانی، برم واسه وبلاگها Comment بذارم و خودمو معرفی کنم. اما من حتی نخواستم دوستم فؤاد توی وبلاگش به من لینک بده و از سیامک، یه دوست دیگه ام هم که دیدم تو وبلاگش به من لینک داده خواستم لینک رو برداره، خودمم تو وبلاگ آدرس لوگو نذاشتم که دیگه کسی نتونه بهم لینک تصویری بده. البته نمی خوام با این حرفهام بگم که مخالف تبلیغات عمومی ام، کما این که خودم تو وبلاگ خودم به چند تا وبلاگ دیگه لینک دادم. دلیلش فقط اینه که فعلاً نمی خوام مشتری جمع کنم، می خوام فعلاً فقط برای دوستهای خودم حرف بزنم، شاید بعداً خودم هم تبلیغات عمومی کردم (البته باز هم قطعاً نه از طریق Comment گذاشتن تو وبلاگهای دیگه). در مورد نظرات هم یه بار توضیح دادم، این معنی اش این نیست که کسی تبلیغ نکنه، پس فیلد URL رو برای چی گذاشتم؟! شما در مورد «پست گذاشته شده» نظر بدین، بعد آدرس وبلاگ یا سایتتون رو هم پایین بنویسین. اما اینجا بیلبورد نیست که فقط به قصد تبلیغ بیاین و بگین من وبلاگمو آپدیت کردم به من هم سر بزنین، که متأسفانه اغلب وبلاگهای ایرانی الآن این طوری اند و با تأسفی به مراتب بیشتر صاحبان وبلاگها هم از این امر راضی اند چون آمار Comment هاشون رو زیاد می کنه. اما چند درصد این نظرات مال یه مخاطب عادیه؟!  این رو همیشه به یاد داشته باش که چیزی که عرف میشه همیشه لزوماً درست نیست و کسی هم که مطابق عرف رفتار نمی کنه همیشه لزوماً آدم بدی نیست!
در مورد سید مهدی شجاعی عزیز، درسته، تو خیلی از وبلاگ های دیگه هم این متن رو گذاشتن اما این متن اونقدر زیبا هست که آدم چند بار بخونتش. ضمن این که متن اینجا نسبت به متن اصلی چند تا تغییر جزئی داره. اما این که متن من کنار ایشون بود، شخصاً به عنوان یه طرفدار پروپاقرص ایشون - که کتاباشون رو هم Full Album هستم - به این موضوع افتخار هم می کنم! این که من در مقابل ایشون هیچ حرفی برای گفتن ندارم، اظهر من الشمسه، اما من مطلبمو برای چیز دیگه ای گذاشتم. اصلاً برام مهم نیست که کسی ازم تعریف کنه یا نه. من می خواستم منم به نوعی تو این عزاداری سهیم باشم. نمی دونی روز شهادت که رفتم بیرون و تو خیابون دولت اون دسته رو دیدم چه حالی بهم دست داد. ظهر تابستون، زیر اون آفتاب، با پیرهن سیاه ملت اومده بودن و سینه می زدن، یه پسر پاش شکسته بود و با عصا راه می رفت ولی اومده بود، تو پیاده رو ها هم ملت باز زیر آفتاب وایساده بودن و اینا رو نگاه می کردن، چه قیافه هایی که هیچ نشونی از دین نداشت ولی خیس اشک بود، چشم هایی که عینک آفتابی روش هم نمی تونست گریان بودنشونو پنهون کنه... واقعاً جای همه تون خالی بود. من هم وظیفه ای داشتم، و نمی دونی این متنو که نوشتم چه احساس خوبی بهم دست داد... دیگه چیزهای دیگه مهم نیست. اگه خدا بخواد بازم متن های مذهبی می نویسم.
منم به خاطر ابراز تأسف شما ممنونم.
در مورد مسابقه ام هم تو پست جدید توضیح دادم.
اما بحث سیاسی. من باز هم می گم که سیاسی نیستم و اگه در مورد سیاست حرف بزنم، فقط در مقیاس کلان و در مورد ایدئولوژی ها و مکاتب و دیدگاه های سیاسی صحبت می کنم. وگرنه واقعاً از بحث در مورد احزاب و افراد سیاسی حالم به هم می خوره. اما برای روشن کردن ذهن شما، باشه، بحث می کنم! اولاً این رو بگم که من به هیچ کدوم از این 8 (یا 7) نفر رأی ندادم، تا موضع گیری نسبت به من نداشته باشی! البته رأی دادما، هر دو مرحله، ولی رأی باطله! پس آقای قالیباف مورد حمایت من نبوده! در مورد قضیه وبلاگ نویس ها هم طرفداران ایشون (که خیلی هاشون هم اصلاح طلب بودن) ایشونو کاملاً تو این جریان مبری از هرگونه اتهام می دونستن و مخالفاشون هم همه دودها رو از آتش ایشون! منم خودم به خاطر این که علاقه ای نداشتم تحقیق نکردم تا ببینم اصل جریان چیه! ولی حرف من این بود که ایشون - ولو با 10 مورد منفی در کارنامه - حداقل یه سابقه درخشان داره، ولی خودش روی اون مانوری نداره! فکر می کنم از این حرف من «انتقاد» خیلی راحت تر برداشت میشه تا «حمایت»!! البته ایشون مورد احترام من هست، بله، به خاطر دیدی که به عنوان یه Computer man به اقدامات ایشون دارم! اما این هم قابل کتمان نیست که ایشون فعالیت سیاسی به صورت پراکتیکال نداشته، حتی اگر دکترای جغرافیای سیاسی داشته باشه!
لاریجانی و مهرعلیزاده هم بالطبع از عامه پسندی غافل نبودن، اما حتماً قبول می کنی که نه به اندازه دیگران و کلاً اینها آدمهای عامه پسندی نیستن! و دلیل این که اونا آخر شدن هم به اعتقاد من دقیقاً همینه! چرا که برنامه اقتصادی لاریجانی فراتر از عالی بود و برنامه «دولت رفاه» مهرعلیزاده هم کاملاً الگوبرداری از کشورهای توسعه یافته بود. چرا باید سهم این دو نفر روی هم از نفر پنجم کمتر باشه؟!
اما دکتر معین! من به هیچ وجه از ایشون بدم نمیاد بلکه فوق العاده هم مورد احتراممه. بذار اصلاً یه چیزی بگم. مامان من با معین توی دانشگاه پهلوی شیراز هم دانشگاهی بودن، همون دانشگاهی که کدیورها، حداد عادل، مهاجرانی و خیلی های دیگه هم درس خونده اونجان. سال 77 بود اگه اشتباه نکنم، من و مامانم با هم بودیم که معین رو - که اون موقع وزیر علوم (یا به اسم همون موقعش وزیر فرهنگ و آموزش عالی) بود - تو یه جایی دیدم تنها نشسته و داره یه چیزی می خونه. به مامانم نشونش دادم اولش فکر میکرد اشتباه می کنم ولی بعد خودشم مطمئن شد. رفتیم جلو و مامانم خودشو معرفی کرد و اونم سریع یادش اومد و احوال دایی ام (که اونم دانشگاه پهلوی بود) رو هم از مامانم پرسید! بعد هم مامانم منو معرفی کرد (من اون موقع هنوز مدرسه می رفتم) و کلی هم منو تحویل گرفت. واقعاً ازش خوشم اومد، خیلی بی شیله پیله به نظرم اومد. بعدها فهمیدم با وجود وزارت ماشینش پیکانه در حالی که نماینده های مجلس یکی یه پرشیا گرفته بودن!! دکتر معین برای من یه شخصیت فوق العاده محترمه، اما یه شخصیت علمی فوق العاده، یه پزشک خبره، نه یه فرد سیاسی خوب! افکار سیاسی شو اصلاً نمی پسندم. هرچند قبول دارم که ریاست جمهوری او بر ایران مثل اکثر کشورهای دنیا ریاست جمهوری حزبی - و نه فردی - بود، اما کلاً اون افکار سیاسی و اون ادبیات سیاسی رو قبول ندارم. خلاصه من اصلاً از ایشون بدم نمیاد که هیچ، خوشم هم میاد. اما کما این که پسر بزرگ خود دکتر معین به او رأی نداد - و خود معین به این موضوع افتخار کرد و اونو طبیعت جامعه مدنی دونست - منم بهش رأی ندادم. شما هم لطفاً کاسه داغ تر از آش نباش!
در مورد اون تئاتر. واقعاً از شما بعید بود چنین حرفی بزنی! مگه همین آقای دکتر معین چندین بار تو تلویزیون حاضر نشد؟ پس چرا بهش رأی دادی؟! یعنی ما به خاطر این که تفکر سیاسی حاکم بر صدا و سیما رو قبول نداریم، ال جی و سامسونگ و چی توز و سن ایچ و ... رو تحریم کنیم که تو تلویزیون تبلیغ می کنن؟! شما که خودت اونقدر به خاطر محدودیت تبلیغات به من گیر دادی، فراگیر ترین رسانه تبلیغاتی رو فقط به خاطر یه دلیل کاملاً غیر منطقی کنار میذاری؟!! ضمن این که من می دونم عوامل این تئاتر اصلاً سیاسی نیستن و اگه هم تک و توک توشون سیاسی پیدا شه، کاملاً خط فکری شون با صدا و سیمایی ها متفاوته.
در مورد حرف علی (آدم سازی) هم ناراحت نشو، این لفظ رو به خاطر این به کار برده که لفظ حافظ باشه، ولی واقعاً این خیلی فرار از واقعیته که فکر کنیم همه خوبن!! ضمناً ما حتی اگرم موفق نشیم نگاه اون دسته ای که خوب نیستن رو عوض کنیم، به هر حال سعی خودمونو کردیم و با سکوتمون تعداد افراد اون دسته رو عملاً زیاد نکردیم!
در مورد یخچال، همون طوری که جوک بامزه و بی مزه داره، طبعاً دلیلی نداره که همه یخچال ها مثل هم باشن. ضمن این که اون یخچال به هر حال به خاطر جو انتخاباتی خیلی داغ بود. یقیناً اگه اون یخچال رو سه ماه دیگه نگاه کنی (تو آرشیو هست) مثل دفعه پیش برات بامزه نیست. ضمناً همون طوری که هر کدوم از اعضای بدن کار خودشونو انجام میدن، قسمت های این سایت هم کاملاً مجزا از همن! یخچال بخشیه که بیشتر ظاهر منو نشون میده، اونایی که با من بیشتر ارتباط دارن می دونن همش دنبال بگو و بخندم! (خود شما هم که اگه اشتباه نکنم دو بار منو دیدی حتماً اینو فهمیدی) اما وبلاگ بخشیه که درون منو بیشتر نشون میده. این دو تا هر کدوم کار خودشونو انجام میدن. رویه یخچال همون چیزاست و رویه وبلاگ هم این چیزها!
در پایان واقعاً از نظراتت تشکر می کنم و خواهش می کنم باز هم از این کارا بکنی. نظراتی این چنینی واقعاً به من برای ادامه کار انرژی میده. ضمناً ببخشید که خیلی طولانی شد، من همیشه همین طوری ام، تو نوشتن بسیار پرحرف و تو حرف زدن بسیار کم حرف!!!

مستر عارف:
خیلی بامزه بود! آره دیگه اینم یه جورشه! توی نامرد واسه چی منو تابلو می کنی؟! از «.........آل» هم مرسی!! .....ی!! و مرسی از این که پیچوندی و دیگه نظر ندادی!

سهیل:
بابا این چه حرفیه؟! آقایی. مرسی از این که نظر دادی.

مینا:
اولاً خیلی ممنون از این که نظر دادین، ثانیاً همون طور که گفتم در مورد کارنامه ام تو پست جدید نوشتم.

احسان جون:
تو هم همین بالایی رو بخون!

[ صفحه ورودی | یخچال | ادبی - مذهبی | سینمایی | کامپیوتری | ورزشی | پست الكترونيك ]


صفحه ورودی
درباره این وبلاگ
پست الكترونيک


سایر نوشته های من

ادبی مذهبی
سینمایی
کامپیوتری
ورزشی
 

 

© کپی رایت 2008-2001 ونداد  - همه حقوق محفوظ است
weblog@vandad.ir