سایر نوشته های من


عمومی


ادبی م
ذهبی



سینمایی



کامپیوتری



ورزشی

درباره این سایت و وبلاگ

به نام خدا! ونداد هستم، بیست و خورده ای ساله از تهران!
از آشنایی با شما خوشبختم! (از اون تعارف تیکه پاره کردن های رو اعصاب!) شما چی؟! پشیمون نیستین؟!
دیگه درباره خودم خیلی اطلاعات کسب کردین بستونه!!
اما این سایت چی شد که درست شد؟! من سال 2001 یه سایت واسه خودم درست کردم، تو Freeservers با آدرس
www.Vandad.8m.com . توش یه سری اطلاعات درباره خودم نوشته بودم (یه کمی بیشتر از اطلاعات بالا!!) به همراه عکس هام... اما خوب جوونیه و تنوع طلبی دیگه! (اهم اهم!!) دیگه دلمو میزد، چند بار قیافه شو عوض کردم، حتی چند زبانه اش کردم!! یعنی می تونستین بیوگرافی و تاریخچه زندگی منو به فارسی، انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، اسپانیایی و آلمانی (که این یکی همیشه Under Construction بود!!!) ببینین! اما فایده نداشت. دلم راضی نمی شد. ارتباط می خواستم! می خواستم  مخاطب داشته باشم و ارتباط برقرار کنم!
عید 83 بود که یه فکر باحال به سرم زد! عید بود و همه این ور اون ور، منم همش تو فکر این بودم که عیدی یه چیزی بذارم تو سایت! می خواستم درباره همین عید و مسافرت و اینها یه چیزی درست کنم. شد چند تا عکس با یه سری شرح قبل و بعد اونها و آخرشم یه جوک و اسمشو گذاشتم
مسافرت نوروزی. این دفعه خوشم اومد و تصمیم گرفتم بازهم یه چیزهایی مثل این درست کنم که شد همین «یخچال»ای که الآن موجوده. یه چیزی شبیه به فوتوبلاگ با عکس هایی در محوریت یه موضوع و مطالب طنزی در رابطه با عکسها.
اما... باز هم بلندپروازی ها ادامه داشت!!! (عقده ای شدیم دیگه! مجبورم خودم عدم تحویل گرفتگی خودمو جبران کنم!!!!) وبلاگ می خواستم. اما نه وبلاگی مثل بقیه وبلاگ ها! می خواستم متفاوت باشه! ...یه صفحه گنجوندم تو سایت به اسم «وبلاگ» و اولین پست با عنوان
«قبل از سلام» و دومیش «سلام»! مهر 83 بود. هنوز Commenting اش راه نیفتاده بود چون وقت نکرده بودم بنویسم، گفته بودم هم که از پست بعد شروع میشه! اونقدر گذشت که دیگه انگار فراموش شد و رفت پی کارش! عین هزار تا وبلاگ دیگه که یه دفعه عشق می کنن دیگه ننویسن!! اما مال من هنوز متولد نشده رفته بود تو کما، دکترها دیگه بهش امیدی نداشتن!! حتی دیگه یخچال رو هم آپدیت نمی کردم! کماهه مسری بود انگار!!!
اما... (عین قبلی شد!! نویسنده نیستم دیگه!!!) خرداد 84 شد و تب انتخابات همه رو گرفته بود و من هم که به ناچار از همین اتمسفر دودآلود تهران تنفس می کنم ناخودآگاه جوگیر انتخابات شدم! با این که عید 84 بر خلاف سال قبل ککم هم نگزیده بود که یه کاری بکنم، سه ماه بعدش دیگه جنب و جوش رو ترکوندم!! رفتم Host گرفتم با یه دامین Vandad.ir همینی که الآن می بینین. یه یخچال خفن درست کردم درباره
انتخابات و وبلاگ رو هم دوباره راه انداختم. چون قول داده بودم، با Commenting. اسم پست جدید  که پست سومم بود رو هم گذاشتم «هزار وعده خوبان».
اول فقط واسه دوستام می نوشتم، واسه همین هیچ تبلیغاتی در سطح خارج از دوستام نمی کردم. حتی از دوستای بلاگرم خواسته بودم که بهم لینک ندن! حریم، خصوصی بود و ورود افراد متفرقه، ممنوع! اکیداً هم ممنوع! همزمان شروع کردم به اضافه کردن چیزهای دیگه. نوشته هایی
ادبی-مذهبی، سینمایی، و ورزشی نوشته بودم. اینها رو طبقه بندی کردم و واسه هر کدوم یه صفحه تو سایت درست کردم. دیگه صفحات اولیه سایت که از سال 2001 داشتن نفس می کشیدن رو هم کشتم و انداختم دور (چه قدر سنت شکن!!) و هر چی عکس خودم بود از تو سایت جمع کردم. بعد وبلاگ رو عمومی کردم و به صورت حرفه ای وارد وبلاگستان ایرانی شدم...
مرحله بعدی رشد وبلاگ هم بهار 85 بود که تصمیم گرفتم قالب رو عوض کنم و اسمی هم واسه وبلاگ انتخاب کنم. اسمی که در نهایت بر در و دیوار اینجا زده شد همین «دفتر مشق» بود که می بینین! ایده ام هم این بود که ما تو زندگی مون 14 تا سرمشق اصلی داریم و باید اونقدر مشق کنیم و مشق بنویسیم تا هر چه بیشتر به اونها نزدیک شیم، یعنی این دفتر سیاه کردنها و سر شما رو درد آوردن یه نیتی داره، و اونم تلنگریه به سرمشق ها و این که هی نگاه کنیم ببینیم مشق این دفعه مون چه قدر به اونها شباهت داشته! (خیلی فلسفی شد؟! عیب نداره خودمم نفهمیدم چی گفتم!!). این تغییر قالب و تغییر نام  بیش از 150 ساعت مفيد از من وقت گرفته و طرح های بسیاری رو هم از نظر گرافیکی و هم از نظر فنی تست کردم تا در نهایت به این رسیدم! اصلی ترین ویژگی که واسه قالب مد نظرم بود هم همون سادگی در عین زیبایی و راحتی استفاده بود، عین قالب قبلی!

الآن وبلاگ هسته مرکزی سایته. دمش گرم! پیشرفت رو می بینین؟! این وبلاگ وقتی پاشو گذاشت تو سایت به عنوان یه صفحه درپیت و صفحه آخر اومد، اما حالا شده رئیس! همت بلند دار که مردان روزگار - از همت بلند به جایی رسیده اند!!
و بالاخره آخرین مرحله رشد وبلاگ (البته تا الآن) هم در پاییز 86 اتفاق افتاد. دو تا قسمت دیگه با عنوان «نوشته های عمومی» و «دفتر عکس» به سایت اضافه کردم و  علاوه بر مطالب و مقالات جانبی، خود پست های عادی وبلاگ رو هم طبقه بندی موضوعی کردم که در ادامه خودتون متوجه می شین.
الآن پست های وبلاگ به 5 موضوع: عمومی، ادبی مذهبی، سینمایی، ورزشی و کامپیوتری طبقه بندی شدن.
لازمه راجع به وبلاگم هم یه توضیحات دیگه ای هم بدم. همون طور که قبلاً هم گفتم، می خواستم متفاوت باشه! اول از همه اومدم سیستم Commenting وبلاگ رو کردم Pending. (نمی گم این متفاوته ها، ولی انگیزه من فرق داشت!) چون معمولاً 90 درصد نظرها توی وبلاگ ها از طرف یه وبلاگ نویس دیگه ست که خوانندگان این وبلاگ رو تشویق می کنه که وبلاگ خودشم ببینن! ولی من دوست داشتم نطراتی که پای پست هام ارسال می شه فقط و فقط نظر مخاطبم باشه راجع به مطلبی که نوشته ام. یعنی ترجیح میدادم (هنوزم میدم!) فقط 1 نظر پای پستم باشه ولی واقعاً نظر باشه. تعداد کامنت ها واسه ام مهم نبوده و نیست. اگه دقت کنین می بینین حتی تعدادشونو پایین پست نمی نویسم! غیر از این، چند تا خصوصیت دیگه هست که تقریباً وبلاگ های دیگه یا اصلاً ندارن و یا به این شکل ندارن! (دلتون بسوزه!!!!):
1-
ساختار سایتی: همون طور که گفتم، این وبلاگ قبلاً سایت بوده و بعضی خصوصیات پدرجدشو به ارث برده! یه صفحه ورودی داره حاوی یه قطعه ادبی همراه با یه تصویر مرتبط، این متن ها و عکس ها هم در آرشیو نگهداری میشه و قابل دسترسیه. این صفحه ورودی به آخرین پست وبلاگ، آخرین شماره یخچال، آخرین آلبوم دفتر عکس و آرشیو همه اونا لینک داره. ضمن این که هر پستی واسه خودش یه صفحه جدا داره که تو همون صفحه نظرات دیگران هم نوشته شده و از پایین همون صفحه هم نظرات جدید ارسال می شه. یعنی این طوری نیست که همه پست ها (یا 10 پست آخر) تو یه صفحه زیر هم قرار داشته باشن و برای دیدن کامنت ها یا ارسال نظر نیاز باشه صفحه جدیدی باز شه. از مصادیق دیگه این ساختار سایتی می شه به صفحاتی مثل یخچال، دفتر عکس و مقالات دسته بندی شده اشاره کرد که درباره این آخری در بند بعد بیشتر توضیح می دم.
2- طبقه بندی موضوعی:  علاوه بر مطالبی که توی پست ها هست، یه سری مقالات تخصصی در مورد موضوعات مختلف هم بعضاً در حاشیه وبلاگ میاد. هم اونا و هم اینها، به صورت Categorized آرشیو میشه. 5 تا فیلد اصلی داریم که عبارتند از: عمومی، ادبی - مذهبی، سینمایی، کامپیوتری و ورزشی. این فیلدها هر کدوم برای خودشون یه Sub-Domain اختصاصی دارن که توش ریز مقالات وپست های مرتبط قابل دسترسیه. صفحات موضوعات هم از صفحه ورودی و هم از بالاترین قسمت منوی اصلی هر صفحه ودبلاگ قابل دسترسی هستن.  البته طبقه بندی موضوعی الآن دیگه تقریباً تو همه وبلاگ ها هست ولی به این شکل که هر موضوعی تقریباً واسه خودش یه سایت باشه فقط  مختص این جاست.
3- پاسخ دهی به نظرات: من نظرات رو جواب میدم. اون اول که Commenting رو راه انداختم همزمان با آپلود پست جدید، به نظراتی که کاربران در مورد پست قبلی می دادن توی همون صفحه اش پاسخ میدادم. اما بعد دیدم که این طوری معمولاً کسی نمیره «نظرات دیگران» پست قبل رو واز کنه و خلاصه جواب ها الکی میمونه! ضمن این که این طوری هر کامنت فقط یه جواب داشت و طرف دیگه نمی تونست دوباره به جواب من جواب بده. تصمیم گرفتم همزمان با Accept کردنشون واسه انتشار تو سایت جوابشونم بدم. هدفم هم ساختن یه چیزی شکل Forum بود. ملت نظر بدن و منم جواب بدم و بحث شه و بقیه هم تو بحث شرکت کنن و خلاصه سیستم نظرخواهی کاملاً زنده و پویا و هیجانی ای بشه. یه نمونه اش نظرات پست 25 هستش که یه بحث مفصل توش شد. البته تقریباً هم زمان با من یکی از Engine های وبلاگ نویسی فارسی (ParsiBlog) هم این امکان رو فراهم کرده بود ولی اولاً اون بعد از من تأسیس شد، ثانیاً فقط بسترشو فراهم کرده بود و تقریباً می تونم بگم اکثریت قریب به اتفاق وبلاگ نویسان از این امکان -حتی اگر خبر هم داشتن- استفاده نمی کردن، ثالثاً اصلاً سیستم نظرخواهی ParsiBlog تا مدت ها فقط با Internet Explorer کار می کرد و تو Browserهای دیگه کلاً تعطیل بود و ... البته خوشبختانه این مشکلات الآن دیگه وجود نداره و بیشتر Engineهای وبلاگ نویسی هم این امکان رو دیگه در اختیار بلاگر می ذارن.
4- همین صفحه!! تا حالا چیزی مثل این دیده بودین؟!! ولی من این حرکت نو رو انجام دادم تا بگم همیشه حق با مشتری است!!
دیگه همین دیگه! خسته نشدین؟! من از رو نمی رم شما باید همین طوری گوش کنین؟! آخه تا کی می خواین فقط تو گوشتون بخونن و از خودشون تعریف کنن و منت سرتون بذارن؟! هان؟!!!!!! یه خودی نشون بدین! کوی دانشگاهی، اعتصاب راننده های شرکت واحدی، ناآرامی های فرانسه ای، ترور سعید حجاریانی، یه کاری تو این مایه ها! یه هفته عکستون تو کل دنیا مخابره میشه! یه شبه ره صد ساله شهرت رو می پیمایید (ای ول ادبیات!!) باز نشسته منو نگاه میکنه!! حتماً باید با تی پا پرتت کنم بیرون؟! ببند صفحه رو کار دارم بچه ام رو گازه!
نرفتی؟!! خودت خواستی!! من دیدم سلامم اند کلیشه بود گفتم خدافظی ام هم اند کلیشه شه تا ست شه!! (چه قدر پایبند به سنت ها و ارزش ها!!) : بینندگان عزیز امیدوارم از تماشای این برنامه لذت کافی و وافی رو برده باشین، به اتفاق کلیه همکارانم در گروه پخش اخبار، فیلمبرداری، صدابرداری، دکور، صحنه، لباس، گریم، موسیقی، جلوه های ویژه، دکوپاژ، میزانسن، نودال، مایکروویو، فر برقی، اجاق گاز، یخچال، فریزر، لوازم منزل، کهنه و دست دوم، خریداریم!!!
به امید دیدار مجدد، شما رو به خدای خوب و منان می سپارم و میکروفون رو می سپارم به دوست عزیزم.
بابا نمی خوای بری؟!! تا صبح هم اراجیف بگم همین جایی؟! اوکی! من کم آوردم!! میرم! تو هم اونقدر وایسا تا علف زیر پات سبز شه (زمین سند داره ها، یه وقت سوء استفاده نکنی مزرعه درست کنی کشت و کار راه بندازی ها!!!) فعلاً... یا علی...

 

صفحه ورودی | یخچال | دفتر عکس | پست الكترونيك
عمومی | ادبی - مذهبی | سینمایی | کامپیوتری | ورزشی


صفحه ورودی
صفحه اصلی وبلاگ
پست الكترونيک


وبلاگ های دوستان

یار آشنا
بوم دل
زندگی در جریان است و...
بغض قاصدک

*لینک به وبلاگ های فوق به معنی تأیید محتویات آنها نیست.




دفتر عکس

 

© کپی رایت 2010-2001 ونداد  - همه حقوق محفوظ است
weblog@vandad.ir